جلال الدين الرومي

5

فيه ما فيه ( فارسى )

[ مقدمه ] بسم الله الرحمن الرحيم بعد الحمد و الصّلاة ؛ چون ايزد تعالى جدّه نگارنده را از كمال عنايت خويش توفيق مطالعه در آثار جاودانى و كلمات آسمانى خداوندگار راستين و جان جهان معرفت مولانا جلال الدين محمد مشهور به مولوى كرامت فرمود و اين موهبت عظيم به ارزانى داشت در مدّت بيست و دو سال كه با اين سعادت قرين و با اين توفيق هم‌آغوش بود همواره در تدبر ابيات مثنوى معنوى دچار مشكل مىگرديد و براى حلّ آن دست در دامان شارحان رموز و مفسّران دقائق آن نامهء الهى مىزد و به مدد هدايت و راهنمايى آنان بعضى از آن عقده‌ها گشايش مىپذيرفت و بسيارى نيز همچنان در پرده ابهام و غموض نهفته مىماند . درين ميانه بر دل گذشت كه به حكم معنى قرآن ز قرآن پرس و بس ، شرح اسرار مثنوى را هم از مثنوى و ساير آثار مولانا بجويد و درمان از آنجا طلبد كه درد از آنجا خاسته و پيدا شده است . پس مثنوى را با ساير آثار مولانا از قبيل كلّيّات اشعار معروف به ديوان شمس و فيه ما فيه و مجالس سبعه و مكتوبات تطبيق كرد و به حلّ مشكلات عديده از اين طريق نائل گرديد . ليكن در اين اثنا مشكل ديگر فراپيش آمد و آن ترديد در صحّت نسخ چاپى فيه ما فيه و كلّيّات بود كه در نتيجهء فحص و تحقيق معلوم گرديد و لازم آمد كه ابتدا آن‌ها را از روى نسخ خطّى تصحيح كند به حدّى كه اطمينان به صحّت آن حاصل آيد و از آن پس به مطابقت مطالب آن‌ها با مثنوى بپردازد . بدين جهت درصدد برآمد كه نسخ خطّى فيه ما فيه را جمع كند و به تصحيح و مقابلهء آنها مشغول گردد و بدين انديشه درصدد جمع‌آورى نسخ خطّى برآمد و هم در آغاز كار اطّلاع يافت كه نسخه‌اى بالنّسبه معتبر از اين كتاب در كتابخانه ملّى موجود است ، متصدّيان امور آن كتابخانه به اسرع وقت آن نسخه را در اختيار نگارنده گذاردند و دوست فاضل آقاى دكتر محمد معين كه خدايش به مواهب توفيق مخصوص داراد